ناهنجاری های فرزندان

 

پرخاشگری

علل پرخشگری

1- غریزی :  دراین حالت صدمات و آسیب های مغز و ژنیتیکی است، که بر اثر ترشح هورمون ها و عملکرد غدد درون ریز است.

الف: اگر والدین در دوران مجردی صفات منفی مثل پرخاشگری داشته اند توجه کنند، که گاهی این صفات به صورت ژنیتیکی به فرزندشان منتقل میشود.                   

 ب: در دوران حمل بچه ، والدین باید دقت کنند، محیط خانه آرام و خالی از هر گونه تشنج باشد.

2- اکتسابی ( عوامل روانی محیطی)

یادگیری : گاهی بچه در محیط اطارفش می بیند، بعضی ها با پرخاشگری به مقصد شان می رسند.

- خستگی: وقتی فرزندتان به هر دلیل خسته است ، با او سر به سر نگذارید، چرا که او در آن موقع آمادگی ندارد و لذا شما مجبورش می کنید که عکس العمل نشان دهد.

- گرسنگی: بچه ها در حالت گرسنگی کمی تند تر و با عصبانیت صحبت می کنند، لذا فرزندتان را بدون صبحانه به مدرسه نفرستید.

- کم خوابی: گاهی بچه ها بخاطر بی نظمی در خواب دچار فشار روحی میشوند.

مسخره شدن: گاهی والدین برای شادی دیگران فرزندشان را مسخره می کنند و باعث عصبانیت او می شوند.

ناکامی: وقتی بچه ها به خواسته اشان نمی رسند، عصبانی می شوند.

جلب توجه: وقتی بچه ها می بینند در حالت معمولی والدین به آنها توجهی نمی کنند در نتیجه صدایشان را بالا می برند، تا به آنها توجه بیشتری شود.

- تحقیر شدن: بچه ها اگر جسم کوچکی دارنداما روح بزرگی دارند، لذا دقت کنیدچگونه با آنها برخورد می کنید.

تنبیه نامناسب: اگر بچه احساس کند، این نوع و اندازه تنبیه، حقش نبود، عصبانی می شود.

 

انتظارات بیش از حد:

الف) کاری که در حوصله و قدرت بچه نیست.

ب) انتظار رعایت آداب خارج از حوصله کودک.

ج) عدم اجابت به خواسته های منطقی( حد اقل از دید گاه خودش) : مثلا گاهی فرزند وسایل مورد نیاز مدرسه اش را طلب می کند و والدین به علتهای نامعلوم آنها را تهیه نمی کند، که این موضوع باعث عصبانیت بچه می شود.

د) مزد گرفتن: اگر بچه ها با پرخاشگری به هدفشان برسند، فکر می کنند وسیله خوبی برای رسیدن به همه ی خواسته هایشان است.

ه) گاهی والدین نسبت به فرزند پرخاشگرشان ، به غلط تعبیر به ، باابهت و با جبروت می کنند و نسبت به بچه های آرامشان تعبیر به ساده و ترسو می کنند.

و) ضعف جسمی : گاهی بچه ها به خاطر عدم تغذیه صحیح دچار نارسایی خونی می شوند واین امر در عصبانیت شدن تاثیر دارد.

 

علائم بچه های پرخاشگر و عصبانی:

1- تهدید و ترساندن دیگران     2- آغاز کنند زدو خورد هستند

3- تخریب اموال                  4- از سلاح خطرناک استفاده می کنند

5- آسیب جسمانی می رسانند    6- دست به وسابل دیگران می زنند

7- قانون شکنی می کنند          8- در بحث زود عصبانی میشوند 

 

وظایف والدین

1- سکوت ابتدایی:

- وقتی فرزندتان ناراحت میشود، قبل از عکس العمل به کوچکی قلب و فکر او توجه کنید.

- در مقابل پرخاشگری فرزند سریع عکس العمل نشان ندهید، چرا که گاهی بدتر میشود.

2- ریشه یابی:

- والدین باید قبل از هر کاری علت عصبانیت را پیگیری کنند، چرا که هر کدام برخورد خاص خودش را دارد.

3- گاهی تایید و همدردی:

اگر فرزندتان نسبت به عصبانی شدن حق داشت، تایید ابتدایی مناسب است و چنانچه حق هم با او نبود باز تایید ابتدایی او را آرام و ساکت میکند.

4- تغییر دادن:

- والدین باید یا موضوع ار عوض کنند یا حالت فرزندشان را تغییر دهند.

5- توضیح خواستن: اگر فرزندتان فزیاد می کشد مناسب است، کنار او نشسته و از او بخواهید کمی با شما حرف بزند تا از این طریق تخلیه روحی شود.

6- بیان ضررها: برای فرزندتان بعدا توضیح دهید، عصبانیت آنها، ضررش متوجه خود اوست.

- گاهی پرخاشگری بزرگترها در بچه ها چنان ترس و اضطرابی ایجاد می کند که در شروع سخن ناگریز به فشارآوردنبه خود می شوند و بعدها لکنت زبان می گیرند.

 

دروغ گویی

- بچه ها از 5 سال به بالا تشخیص میدهند حرف خلاف واقع، دروغ است، لذا زیر 5 سال خیلی بر چسب دروغ گویی به بچه تان نزنید، شاید او اصلا دروغ را نمی شناسد.

 

انواع دروغ:

الف) تخیلی: میاول ذهنی خودش را بیان می کند.

ب) پوچ: برای جلب نظر دیگران دروغ میگود.

ج) بی اطلاعی: کودکان در بیان جزئیات ناتوانند، اگر دیگران اصرار به جواب داشته باشند او مجبور به ساختن مطلبی میشوند.

د) خودخواهی: برای به دست آوردن آنچه می خواهد، دروغ می گوید.

ه) دروغ بازی: در حین بازی به خاطر جذاب تر شدن بازی دروغ می گوید.

 

علل دروغگویی

1- انتقام: به علت نفرت انتقام از شخصی دروغ می گوید.

2- راحت شدن: برای فرار از سؤالات ( چرائی) یا بازجویی وادین دروغ می گوید.

3- ترس: به خاطر از والدین دروغ می گوید و الا شاید کتک بخورد یا از چیزی محروم شود.

4- توقع بیش از حد یا فشار و اجبار: گاهی والدین زیادتر از حد توان کودک یا مناسب نبودن زمان درخواست، از او کاری می خواهند که او برای فرار از این تکلیف دروغ می گوید.

5- احساس حقارت: گاهی کودک برای خود نمایی و جلب نظر دیگران یا فرار از تحقیر شدن دروغ می گوید.

6- بی تفاوتی والدین نسبت به دروغ و راست گفتن فرزندان.

7- دروغ گویی والدین: گاهی والدین دروغ گفتن را به فرزندشان یاد می دهند.

 

وظیفه والدین

1- شناخت علل دروغ گویی      2- تشویق راستگویی  

3- ابراز هم دردی                 4- توجه به نیازهایش

5- داستان راستگویان را گفتن    6- برخورد تند نکردن

7- جزیات ماجرا را نخواستن     8- مقایسه نکردن

9- سوال ، مثل بازجویی نباشد    10- تهدید و تحقیر نکردن

11- بیان ضررهای دروغ        12- بیان فوائد راستگویی

- گاهی والدین باید دروغ کودک را بزرگ جلوه دهند و گاهی هم اصلا نباید به دروغش توجه کنند چو نباعث بزرگ شدن موضوع می شود.

 

لجبازی

1- لجبازی یعنی به کرسی نشاندن حرف خود، اسرار و پافشاری در کارها و یا فقط با دیگران مخالفت کردن.

2- لجبازی یعنی خلاف جهت آب رفتن، یعنی چون دیگران میگویند ماست سفید است من بگویم سیاه است، لذا هر آنچه والدین می گویند یا گوش نمی کند یا بر عکس انجام دهد.

3- در لجبازی اصل موضوع مهم نیست، بلکه مخالف بودن و پیروز شدن مهم است.

4- امام علی ع  فرمودند: انسان لجوج، رأی و نظرات سالم ندارد.

 

علل:

1- محبت افراطی   2- محرومیت ها   3- بحث و جدال کردن زیاد   4- از بزرگترها درس گرفتن

 

وظیفه والدین

1- ریشه یابی    2- ابتدا راه آمدن    3- گاهی اعتنا نکردن    4- گاهی تنبیه مناسب حال           5- امر و نهی نکردن    6- تشویق در زمان مدارا کردن 

 

حسد

- حسد یعنی انسان چیزی را برای خودش بخواهد و برای دیگران نخواهد.

- علت حسد در کودکان فطری نیست، بلکه معلول عواملی است و اگر حسد دز بچه ها رشد کند ، تبدیل به کینه می شود.

علل:

1- تبعیض بین بچه ها، در محبت کردن و اعطای اشیاء.

2- تعریف زیاد شنیدن نسبت به خودش ، کم کم نسبت به دیگران دوست ندارد، بشنود.

3- تعریف زیاد نسبت به دیگران شنیدن

4- سرکوفت شنیدن از بچه ها به خاطر کمبودهایش

5- نداشتن حداقل وسائل و اسباب بازی ها

- گاهی برای اینکه فرزندتان را تحریک کنید، از دیگران زیادی تعریف می کنیدغافل از اینکه صفت حسادت را در فرزندتان رشد میدهید.

- رقابت را در فرزندتان تقویت کنید، ولی مواظب باشید به حسادت نکشد.

- اگر می خواهید فرزند بزرگتر به کوچکی حسادت نکند نکات ذیل را رعایت کنید:

1- کمتر جلوی فرزند اول به دومی محبت کنید.

2- محبت های مختلف مثل بوسیدن را ابتدا نسبت به فرزند اول انجام دهید.

3- مسئولیت هایی به فرزند بزرگتر بسپارید.

4- کمتر جلوی فرزند اول بچه را شیر دهید.

5- اجازه دهید جاهای کم خطر فرزند کوچکتان را بغل بگیرد.

6- هدایا را ابتدا به فرزند بزرگتر بدهید، بعد سراغ کوچکتر بروید.

7- اگر خواست از فرزند کوچکتر شکایت کند به او اجازه حرف زدن بدهید.

8- اگر بچه ی کوچکتر را اذیت کرد، با خشونت با او برخورد نکیند، بلکه با لحنی قاطع و توضیحی منطقی به او بگویید اجازه نمی دهید به او صدمه بزند.

 

خجالتی

- بعضی ها جرئت ابراز وجود در جلوی دیگران را ندارند، لذا وقتی در مقابل دیگران قرار می گیرند، طپش قلبشان آنقدر شدید می شود که در گفتارشان لکنت ایجاد می شود.

علل:

1- در جمع کمتر قرار گرفتن.

2- تلقین والدین( بچه ام آرام و سنگین است)

وظیفه والدین

1- او را سرزنش نکنید.   2- با کارهای برون گرایی او را کمک کنید.    3- اگر کار برون گرا انجام داد او را تشویق کنید.   4- برایش از کارهای خودتان و کارهای برون گرایی که انجام داده اید مثال بزنید.    5- ضررهای خجالتی بودن را بگویید.    6- منافع عدم خجالت را بگویید. 7 - از الگوهای همسن و سال برایش مثال بزنید.     8- فضاهای ابراز وجود در سطح کم را برایش مهیا کنید مثل صحبت جلوی دیگران.

 

انگشت مکیدن

- معنی این کار فقط اضطراب و عدم امنیت نیست، بلکه گاهی به صورت یک عادت در می آید.

وظیفه والدین

1- او را به خاطر این کار دعوا نکنید.

2- کاری کنید موقع مکیدن به آیینه نگاه کند.

3- اشیاء دیگری در اختیارش بگذارید.

4- زیاد با او بازی کنید.

5- کاری کنید او بیشتر حرف بزند.

6- زمان ها و علت هایی که این کار را می کند به دست آورید و آنها را کم کم برطرف کنید.

7- مانع کلی این کار نشوید، بلکه کم کم زمانش را کوتاه کنید.

8- وقتی انجام نمی دهد او را تشویق کنید.

9- ضررها و زشتی کار ار ابرایش بگویید.

10- زیاد به او نگاه نکنید، شاید او با نگاه کردن تشویق شود.

11- کاری کنید به یک انگشت عادت نکند بلکه انگشتان متعدد را بمکد.

 

 عوامل ترس:

1- وراثتی     2- اقتضای سن    3- رفتار دیگران    4- فضای ترسناک

وظیفه والدین

1- داستان یا کارتون یا فیلمهایی از بچه های نترس و شجاع به او ارائه دهید.

2- میزان ترس کودک را بررسی کنید و قدم به قدم جلو بروید.

3- مجسمه یا ماکت بعضی از حیوانات که از آنها می ترسد را برایش ببرید ، تا کم کم عادی شود.

4- او را به باغ وحش برده و با هم به حیوانات نزدیک شوید.

5- فایده های وجودی بعضی از حیوانات را برایش بگویید.

6- عظمت و قدرت انسانها را برایش بگویید.

7- خودتان الگوی شجاعت باشید.

8- کارهای شجاعانه اش را تحسین کنید.

9- فضاهای ترسناک را کم کنید.

10- با رعایت شرایط ، مقایسه او با بچه های دیگر که شجاع هستند.

11- زیاد بچه را سرزنش نکنید، چرا که کم کم خودش را به عنوان یک انسان ترسو می شناسد.

 

نویسنده: علی اکبر اسکندری

1357 :تعداد دفعات بازید



 بخشها
 
© 2010 Quran-Times team, All Rights Reserved.